احمد بن محمد حسينى اردكانى
301
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
اشاره به آن ممكن نخواهد بود ، و اگر غير منقسم نباشد لااقل دو جزء در آن خواهد بود . و چون متحرّك به جزء اقرب برسد ، يا آن است كه ساكن مىگردد ، يا بر حركت مستمر مىماند . پس اگر ساكن مىگردد مقصد جزء اقرب خواهد بود ، و اگر ساكن نگردد اين جزء مقصد نخواهد بود . و چون اين مقدّمات معلوم گرديد ، مىگوييم كه تحدّد جهات در خلأ نمىتواند بود ، زيرا كه تحقّقش محال است ، [ 234 ] و در داخل ملأ متشابه نيز نمىباشد ، و الّا دو جهت به حسب وضع مختلف نخواهند بود . پس بايد كه تحدّد جهات در اطراف و نهايات ملأ باشد . و بنا بر اين بايد كه تحدّد به جسم كرى باشد ، زيرا كه تحدّد جسم واحد است يا به اجسام متعدّد . پس اگر به جسم واحد باشد ، بجز كره جسمى ديگر نمىتواند بود كه تحديد جهتين نمايد ، زيرا كه بايد جهت سفل در غايت بعد از جهت علو باشد ، و در غير جسم كرى جهت سفل متبدّل مىگردد نسبت به آنچه از آن ابعد باشد ، زيرا كه اگر تحديد آن در خارج از جسم محدّد فوق باشد نه به كرى متحدّد مىتواند شد و نه به غير كرى ، به اعتبار آنكه هر بعدى كه فرض شود كه أبعد ابعاد است ، ممكن است كه بعدى ديگر أبعد از آن فرض نمود ، و مرجّحى براى ترجيح يكى بر ديگرى نيست . و اگر داخل باشد هر نقطه كه در مضلّعات فرض شود غايت بعد از حدّى غايت قرب به حدّى ديگر خواهد بود ، زيرا كه حدود در جسم مكعّب موجود بالفعل است ، و اگر به اجسام متعدده باشد ، بايد كه بعضى از آنها به بعضى ديگر محيط باشند ، و إلّا خالى از اين نخواهد بود كه هر دو جسم محدّد يك جهت باشند يا هر يك محدّد جهتى ديگر ، و در صورت اوّل جهت ديگر متعيّن نمىگردد . زيرا كه بعد از آن دو يا در داخل است و يا در خارج . و غايت بعد خارج از جسم به آن متحدّد نمىگردد ، چنان كه معلوم شد . و غايت بعد داخلى از يكى از آن دو با تحقّق كرويّت متحقّق مىگردد ، چنان كه معلوم شد . و غايت بعد داخلى از يكى از آن دو با تحقّق كرويّت متحقّق مىگردد ، به اعتبار آنكه از ديگرى خارج است غايت بعد از آن نمىباشد ، زيرا كه بعد داخلى در أحدهما از ديگرى خارج است . و ايضا لازم مىآيد كه جهت فوق مثلا دو جهت مختلف باشد و قرب به أحدهما مستلزم بعد از ديگرى باشند به اعتبار آنكه قرب به جسمى مستلزم بعد از جسمى مىباشد كه مباين آن